تبليغاتX
دون کیشوت

يا حق

 آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست

 بر آنم كه در اين فضاي مجازي از حقايق زندگي و اموري كه بعضا زير چرخ مسائل زندگي به فراموشي سپرده مي شود را به خود متذكر شوم . مسائلي كه در غياب آن چهره زمخت زندگي بيشتر نمايان مي شود . مسائل كه بايد به آن مبتلا باشي تاارج و منزلت آن بر تو هويدا شود. از دغدغه ها و وسواس هاي فكري كه ساليان زيادي با توست. از آن رها نتوان شد. از آرزوها ، اشتياق ها ، دردها و شادي ها گفتگو شود. ايستگاههاي گذشته را مي خواهم با فراغ خاطر و با فاصله وارسي نمايم . مي خواهم كه از ايران و ميراث ناميراي آن بحث شود. مي خواهم در اين فضا امكان واگويه با خود و ديگري را آغاز نمايم . اميد آنكه زمينه هاي همدلي و تجمع خاطر فراهم شود و از پريشان خيالي و پراكندگي فارغ آييم. چه اين معضل ديرينه سرزمين ماست كه توان گروه بودن و جماعت در ما به فراموشي سپرده شده است . آري به اتفاق جهان مي توان گرفت . در انتظار رسيدن به اين خواسته هستم.

+ نوشته شده توسط حسین دهقان در شنبه بیست و یکم آبان 1384 و ساعت 11:11 |


Powered By
BLOGFA.COM