تبليغاتX
دون کیشوت - علوم حیرت . علوم دقت

علوم  حیرت . علوم دقت

امروز در جامعه ما شاهد رویش قارچ گونه مکاتب عرفانی و شبه عرفانی فراوانی هستیم. جوانان زیادی که بعضا از سر بی دردی و سردرگمی جهان مدرن و دوری از معنویت اصیل به سمت وسوی این آیین و مراسم ها می روند. این از بیماری قرن حاضر است که نوعی پریشان خیالی بر انسان ها عارض شده و ملجاء  و تکیه گاه امنی برای آنان فراهم نیست.جامعه و مردمان ما که در حال وداع با سنت ها و ضرب آهنگی که گذشتگان آنها بر آن مدار می زیستند و نیازها و خواسته های آنان از این فرهنگ فراهم می شد  ورود به دنیای جدید که هیچ مناسبت و تشریک مساعی نداشته اند نسل آنان را دچار سردرگمی و پریشانی خاطر و خیال کرده است . ما در مسیر ورود به دنیای مدرن تلاش و پویائی خاصی از خود بروز نداده ایم . مناسبات آنرا درک نکرده و پیامدهای خواسته  و ناخواسته آنرا در ک نمی کنیم . اما دنیای مدرن می رفت که همه فرهنگ ها و تمدن ها را به محک آزمایش و به مثابه یک ابژه قابل شناسائی به زیر دید  وبینش علمی خود در آورد. ما قرن ها بود که کارگاه عقل را به خاموشی سپرده و در یک فرهنگ باستانی با ضرب آهنگی که جواب سوالات افراد و نیازهای آنان را مرتفع می کند زندگی می کردیم و با نواختن صوراسرافیل از این خواب پریشان و گنگ خویش به پا خواستیم و آنگاه بود که گولی و گنگی و رخوتی که با ما بود این بیماری تاریخی ما را شدتی دو چندان کرد . ما در برهه ای می زیستیم که نه عشق مولانا را داشتیم و نه توان درک عقل دکارت . و این برزخ نه این و نه آن گریبان ما که در ابتدا شرقی و سپس جهان سوم لقب گرفتیم را گرفت و راه گریز از آن برای ما و کورسوی امیدی نیز برایمان باقی نماند. نه بازگشت به سنت دوای درد ما بود و نه تقلید و گرفتن مکتب هائی که در دامنه مدرنیته روئیده بود. می بایست این فاصله تاریخی و همفکری با اندیشمندان غرب در ما نهادینه می شد تا امکان همسخنی و دیالوگ قرار می گرفتیم ولی ما بر اثر روحیه رخوت که خاص شرقیان است از این فرصت نیز دوری کردیم و این  بیماری ما را مضاعف نمود. جوامع غربی با روح فاوستی حاکم بر آن تمام عرصه های از ریزترین میکروب ها و عظیم ترین کهکشان ها را در نوردید .فرهنگ و تمدن ها نیز از این قاعده مستثنی نبود. آنها به پشوانه عقل دکارت هندسی ذهنی و فرهنگی خود را ترسیم کردند و این هندسه را به دیگرا ن تسری دادند . اگر ما می خواستیم گذشته خود را بررسی کنیم از دید علمی و نگاه نقادانه غربی و عموما متفکران آنها به شناخت خود رسیدیم. نداهائی که از سر درد از جانب متفکران سرزمین مان بهپا خاست و برئتی که از غرب صورت گرفت نیز به جهت ماهیت خاص آن که همان غربزدگی است و این مفهوم نیز در دامان فرهنگ غرب نمو یافته بود در نطفه خفه و امکان نضج نیافت. این مقدمه کلی از آن جهت بیان شد که غرب با حاکمیت عقل و وداع با خدا خواهان آن بود که بهشت و سعادت را در این دنیا بنیان نهد و هر چه از محک تجربه به دور بود بی اهمیت و فاقد توجه علمی بود. این باعث شد که چند قرن بعد جنبه فراموش شده و مغفول روح دامن آنرا را گرفته و بحران های روحی برای جوانان ایجاد نماید. گرایش به سمت مواد مخدر و مکاتب شرقی در دهه شصت میلادی پیام این وداع با معنویت بود. اما غربی که همیشه بحران های متعدد را پشت سرگذاشته این مرحله را متوقف و مسئله را حل نمود . گرایش به فرهنگ مسیحی و زنده کردن آموزه های ان در روانشناسی معنا گرا درد آنان را تخفیف می داد. اما جامعه ما به کدامین سمت و سو می رود . سالها است که کتاب های شبه عرفانی سرخپوستی . بودائی و هندی رکورد مطالعه ایرانیان به خصوص جوانان  را به خود اختصاص داده است و این پیامد خطرناکی برای جامعه جوان ما می تواند باشد. کشوری که با استعدادهای غنی می تواند حرفی برای گفتن داشته باشد گرفتار بی دردی هائی می شود و گریز از واقعیت دامن او را به خود مشغول می دارد. اما چرا آنان به این سمت و سو می روند. آیا جامعه ما که سرشار از شعر و شاعران عرفانی و عارفان به نام است نیازی به این مکاتب جدید هستیم . آیا این نیاز امروز ماست. عرفان هوای تنفس و ممد روح است اما زمانی این موثر است که عقلانیت و توجه به نیمکره چپ مغز هم در دستور کار متولیان فرهنگی جامعه قرار گیرد. ما به علوم دقت بیشتر نیازمندیم . علوم حیرت از حیث تاریخی در مقاطعی ظهور بیشتری دارد که کارگاه عقل تعطیل شود و این در جوامع استبدادی بیشتر به چشم می خورد. هوای تازه و روح بخش.هم اندیشی با اندیشمندان ملل جهان و مشارکت در تجربه جمعی بشر امروز است . امید که از این قافله عقب نمانیم .

+ نوشته شده توسط حسین دهقان در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 و ساعت 14:48 |


Powered By
BLOGFA.COM