امروزه شاهد دوگانگي در رفتار ، كردارو باورهاي بعضي ار افراد جامعه هستيم ، كه فضاي عمومي و تنفس فكري جامعه را مسموم از انديشه ناپاك خود كرده اند . اين افراد براي رسيدن به خواسته ها و تمنيات خويش از هر ارزشي انساني و الهي و طبيعي بهره گرفته و بنا به موقعيت خويش آنرا مورد سوء استفاده قرار مي دهند. براي اينان مهم نيست كه چه عوارضي در ديگرفريبي عارض جامعه مي شود و برداشت نادرستي كه از اين مقولات انساني مي شود چه عواقب خطرناكي در پي دارد. افرادي كه براي حفظ موقعيت لرزان خود ناچار از به كار گيري ماسك هاي بروني و دروني و خودفريبي و ديگرفريبي هستند. اما از دلايل اين فريبكار ي نداشتن اعتماد به نفس و خود باوري و احساس بي هويتي است.درون آنان فاصله پر نشدني و عميق و تضادي جانكاه حاكم است .پر كردن آن از هيچ عاملي تبعيت نمي كند. شهوت ، ثروت ، قدرت و موقعيت هاي سياسي و اجتماعي توان آنرا ندارد كه اين دوگانگي و جهنم را بهبود بخشد و به فرد آرامش دهد. انساني كه ناچار از به كار گيري ماسك موقعيت مي باشد و هميشه در حال نقش بازي كردن است ، از رويارو شدن با خود واقعي ابا داردو توان آنكه وحدت و انسجامي به خود بخشد ،ناتوان است. كمترين گرفتاري كه نصيب افراد دورو و مزور مي شود نداشتن آرامش دروني و زيستن در جهنم درون است. عشق كه برترين هديه خداوند است در اين دلها راهي نمي يابد. عشق در سرزميني امكان رويش دارد كه تضادها رو به زوال رود و وحدت و يگرنگي بر روح انسان حاكم باشد .در اين شرايط در دلهاي رياكاران هيچگاه بذر عشق نخواهد روييد و آنان هميشه در هول و وحشت دائمي گرفتار هستند.
+ نوشته شده توسط حسین دهقان در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت
16:14 |

