* حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آری به اتفاق جهان می توان گرفت*
همیشه برای من جای سوال بوده که چرا ما ایرانی ها نمی توانیم متجمع و به صورت گروهی فعالیت داشته باشیم. در کارهائی که به صورت فردی باشد سرآمد،ولی توان مدیریت و انجام کارهائی که نیاز به تشریک مساعی دارد ناتوانیم و همیشه تکروی ها، ما در مخمصه قرارداده است.
در یافتن دلیل و دعوی هائی که چاره ساز این مشکل باشد نیز نظرات مختلفی اقامه شده است. گروهی بر این باورند که تنوع و اختلافات فرهنگی که ریشه در قومیت های زیادی که ساکن این سرزمین هستند از عوامل نبود وحدت است . دیگر اینکه نبود یک حکومت مرکزی قدرتمند و قدردان قومیت ها در این امر دخیل است . سوم قبول نظر توهم توطئه که ریشه همه مسائل و مشکلات را در خارج از این مرز و بوم می جوید. همه این نظرات موقعی می تواند صائب باشد که به اشتراکات فرهنگی بی توجه و باور های جمعی نادیده گرفته شود. برای رسیدن به اجتماع خاطر رجوع به خاطره های ناخودآگاه جمعی ضرورت اساسی دارد. زبان فارسی نخستین مولفه در این امر می باشد . زبانی غنی و شاعرانه که در گیر و دار حوادث و مصیبت هائی که بر این قوم رفته همچنان سرافرازانه بر چکاد اندیشه های عر فانی و غنای معنائی حکومت می کند. گرچه ذکر این نکته حیاتی است که ورود تکنیک و زبان علمی خاص آن ،کمی زبان فارسی را در سترون فرو برده ولی می توان با آموختن زبان های جدید که کلام علمی و فلسفی را بر بالهای خود حمل می کند این نقیصه را جبران نمود . فرهنگ گرانسنگ و دیر پای ایرانی نیز مامن امنی برای تجمع خاطر پریشان ایرانی است . که با یافتن مولفه هائی از آداب و سنن گذشته می توان خاطره قومی را در دل جاوید نگه داشت. می توان در دنیای جدید با حفظ و بهره گیری از ملزومات آن در فضای دل شیفته کهن آداب نیک این سرزمین بود . رسیدن به وحدت قوم ها ادا کردن حق و حقوق آنان از جانب دولت مرکزی است. درک این نکته که در گوشه های ایران اقوامی زندگی می کنند که قرینه ها و همزاد آنان در سوی دیگری مرز سکنا دارند و برای یافتن دلبستگی این اقوام گریزی از این مدارا و رسیدن به وضع معیشت و باور دادن به انان که می توانند فارغ از هر سانسوری فرهنگ قومی خود را زیست نمایند در عین حال مشترکات ملی را رعایت نمایند که این در گرو احترام به ایشان میسر می شود. در ارتباط با توطئه و ربط امور به خارج ریشه در بی باوری و اعتماد به افراد جامعه نشات می گیرد . ما نه به دنبال مدد و نیروی غیبت و نه انتظار معجزه از بیرون هستیم . ما موقعی می توانیم این باور و توهم را از خود دور نمایم که به تمامی افراد این جامعه باور و برایشان ارزش و احترام قائل باشیم . هر فرد ایرانی یارای تحول و حل مسائل خود را دارد مهم این که از سوی حاکمان باور و از نیرو های آنها بهره بهینه شود. رسیدن به اجتماع و کار گروهی نیز رعایت قواعد و ملزومات تنها شیوه حکومتداری مدرن که مورد پذیرش جامعه انسانی است می باشد.که همان دموکراسی است ودر این امر باید دولت - ملت بر رعایت و پایبندی به ان کوشا باشند و این نیاز به ممارست و جهد فراوان دارد. تنگ نظری ، خودخواهی، بی توجهی و بی حرمتی به شهروندان فرصت سوز و بر باد دادن مرام و مسلک انسانی است .در اخرقبول و به جان خریدن کلام *حافظ* فرهنگ ایران که در اتفاق و همدلی است که مرزهای ناممکن را می توان گشود و خواسته ها را جامه عمل پوشاند .

